تبليغاتX
دی ناز

صفحه پست مطلب جدید هر روز باز میشه و بدون اینکه چیزی توش نوشته بشه همونجور سفید و بکر بسته میشه. خودش دوست نداره باکره بمونه دلش می خواد من خط خطیش کنم سیاهش کنم. خودش هم می دونه که به این سفیدی خریدار نداره ولی من تو خماری می ذارمش دست بهش نمی زنم میام می شینم نگاش می کنم هی فکر می کنم اما قدمی به سمتش برنمیدارم. چقدر دوست داره انگشتای من دونه دونه های کیبورد رو لمس کنه تا اون سیاه بشه خط خطی بشه. چقدر دلش می خواد من نوازشش کنم ولی نمی کنم فقط نگاش می کنم و فکر می کنم. هر روز منتظره که باکرگیش رو از دست بده دست خورده بشه اما زهی خیال باطل. اونقدر هم مغروره که به روی خودش نمیاره چی دلش می خواد یا شاید روش نمیشه بگه یا شایدم می دونه که من بهش دست نمی زنم بی خودی خودشو کوچیک نمی کنه. اگه ازم می خواست چی؟ اگه می خواست سیاهش کنم من چی کار می کردم؟

وای چه لحظه خوبیه الان که دارم بهش دست می زنم الان که دارم باکرگیش رو از بین می برم بدون هیچ دردی بدون هیچ زخمی. هر دومون داریم لذت می بریم. هر دومون اینو خواستیم بی اونکه به هم بگیم. من دارم سیاهش می کنم و اون داره لذت می بره. داره معنی پیدا می کنه داره خریدار پیدا می کنه. همین که میان نگاش می کنن یعنی طالب داره یعنی دیگه تک و تنها کز نکرده یه گوشه و .....

خوش به حالش که دیگه تنها نیست. دیگه باکره نیست.

نوشته شده توسط دی ناز در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 |

- می دونی این روزا دارم به این فکر می کنم که تو خیلی خوشگلی. این خوشگلیت آدما رو به خودش جذب می کنه و واست احترام میاره. فقط اخلاقت نیست که آدما رو وادار به توجه بهت می کنه.

- خب، دیگه؟

- نگاهت، لبخندت واسه آدم آرامش میاره. اصلا شکل صورتت یه مدل خاصیه. ترکیب رنگا تو صورتت یه کمپزسیون جالبی رو به وجود آورده.

- به حق حرفای نشنیده. چی شده از این جور حرفا می زنی.

- تو مگه نمی دونی آدما تو سی سالگی یه جور جدیدی میشن. عشقشون، هیجانشون، غرورشون همه چیز دوباره و خیلی عمیق تر زنده میشه.

- بابا اون مال زنهاس. از نظر علمی زنها به خاطر تغییرات هورمونیشون تو سی سالگی کلی تغییر می کنن یه جورایی دوباره حساشون عمیق میشه هیجانشون زیاد میشه، میل جنسیشون افزایش پیدا می کنه. اصلا واسه همینه که دخترا تو این سن خیلی احساس نیاز به یه مرد تو زندگیشون پیدا می کنن.

- نه خیر کی گفته مگه مردا آدم نیستن. این موضوع اصلا زن و مرد نداره.

نوشته شده توسط دی ناز در سه شنبه هشتم خرداد 1386 |
 

زندگی به قدری کوتاه است که ما وقت نداريم درباره عشق داوری های محکوم کننده صادر کنيم.

کتاب "زندگی بس کوتاه است"- یوستین گودر

 

نوشته شده توسط دی ناز در دوشنبه هفتم خرداد 1386 |

چقدر این شربت آبلیمو که الان آقای نگهبان به محض برگشتن از ماموریت اداری برام آورد بهم چسبید. آدم صداقت و مهربونی آدمها رو حتی تو شربت آبلیمویی هم که واسه آدم میارن حس می کنه.

نوشته شده توسط دی ناز در یکشنبه ششم خرداد 1386 |

۱- گوینده جمله اول یه زن بود و دومی مرد. ولی این دلیل نمیشه که بخوام بگم کدوم حرف زنونه اس و کدوم مردونه اس. می تونه اون جمله اولیه رو تو یه رابطه دیگه مرده بگه و دومی رو زنه.

۲- من نمی خوام بگم کدوم درست تره ولی می تونم بگم جمله دوم خودش واقعیه ولی توجیهش نه. واسش هم دلیل دارم. مرده به نظرش زن خیلی کاملی داره و هرچی هم با زنهای دور و برش مقایسه اش می کنه به نظرش شکاف ۹۰ درصدی بین زن خودش و زنهای دیگه وجود داره اما نکته اینه که این دلیل نمیشه که همیچ وقت از هیچ زن دیگه ای خوشش نیاد. چه بسا ممکنه زنی رو ببینه و ازش خوشش بیاد که اصلا هم به زن خودش برتری نداشته باشه. اصلا اینکه آدم بخواد یه خط کش برداره و همه چیز رو باهاش اندازه بگیره حداقل تو یه همچین جریانی غلطه!

اما واسه جمله اول اونایی که می گن تعهد چیز مسخره ایه به نظرشون چه چیزیه که بعد از مدتها تو یه رابطه (ازدواج) دو نفر رو واسه هم نگه میداره.؟ من حرفم اینه که آدمی که به تعهد اعتقاد نداره اصلا نباید ازدواج کنه. بهتره خودش رو تو روابطی به جز ازدواج نگه داره.

اما اینکه اگه آدم از کسی خوشش بیاد ولی به خاطر تعهدش با نفر اول زندگیش بمونه خیانت محسوب میشه؟ اصلا مرز خیانت تو یه رابطه چیه؟ اولین چیزی که به ذهن همه میرسه س ک سه!! ولی واقعا مرزش چیه. مریم بهم می گفت اینکه که یکی از طرفین از کسی خوشش بیاد و فقط به اون آدم فکر هم بکنه خیانته. توجیهش هم این بود که اگه تنش مال شوهر یا زنش بمونه و روحش و فکرش بره واسه کس دیگه این خیانته!

راجع به این موضوع نمی خوام خودم نظر بدم چون به نظرم مرز و حد خیانت باید معلوم بشه. اصلا خیانت یعنی چی؟ اینکه آدم تا از کس دیگه ای خوشش اومد نفر اول رو کات کنه و بره با دومی این اسمش خیانت نیست؟

۳- راجع به شخصیت آدمی که این دو تا جمله رو گفته نمی خوام حرفی بزنم.

ادامه دارد.........

نوشته شده توسط دی ناز در شنبه پنجم خرداد 1386 |

- من اگه از کسی خوشم بیاد به خاطر تعهدم به تو به خودم اجازه نمیدم جای تو رو بگیره!

- من اگه از کسی خوشم بیاد لحظه ای درنگ نمی کنم و تو رو می ذارم کنار.

توجیه جمله اول: من آدمم و نمی تونم تضمین کنم تا آخر عمرم و یا مثلا ۲۰ سال دیگه از هیچ کس خوشم نیاد پس تنها راه حلی که به نظرم میرسه اینه که به خاطر تعهدم و وفاداریم به تو پایبند بمونم.

توجیه جمله دوم: من بین تو و آدمای دیگه یه شکاف ۹۰ درصدی می بینم و احتمال اینکه از کس دیگه ای خوشم بیاد رو صفر می بینم و این رو که از کسی خوشم بیاد ولی همچنان با تو زندگی کنم خیانت به تو می دونم. 

پی نوشت۱: اول اینکه حدس بزنین کدوم جمله رو یه زن گفته و کدوم رو یه مرد!! دوم اینکه بگین کدوم جمله تو یه زندگی واقع بینانه تره!! و سوم اینکه تحلیل کنین گوینده هر کدوم از این جمله ها چه جور شخصیتی داره؟

پی نوشت ۲: این خوش اومدنه که گفتم یه خوش اومدن حسابی و پدر مادر داره . یعنی یه ادم دیگه ای به نفر اول در مجموع ترجیح داده بشه.

پی نوشت ۳: بعد اینکه حرفای شما رو خوندم می خوام خودم هم راجع به این دو تا جمله حرف بزنم. به همین خاطر الان رو تک تک کامنتا نظری نمیدم اما حتما راجع به این موضوع یه پستی می نویسم که جهانی بشه

نوشته شده توسط دی ناز در سه شنبه یکم خرداد 1386 |
 

هیچی چیز تو دنیای وبلاگ نویسی بدتر از این نیست که آدم شوهرش هم وبلاگ نویس باشه و سوژه های مشترکی که پیش میاد رو به طرز وحشتناکی بدزده و زودتر بنویسه!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط دی ناز در سه شنبه یکم خرداد 1386 |